تبليغاتX
Hamedan Photographers Group
امروز نوبت حسین الوندیه که عکسشو اینجا بذارم ولی تا یادم نرفته بگم که:

 بهروز مهری که در هیات مدیره دوره جدید انجمن صنفی مطبوعات انتخاب شده داره قدمهای خیلی خوبی برای عکاسای خبری شهرستانها برمیداره و از تمام دوستان همدانی و غیر همدانی دعوت کرده که برای هماهنگی بیشتر تلفن و ایمیل و خلاصه ای از سوابقشونو ارسال کنن تا در آینده از امکانات و مزایای این انجمن بتونن استفاده کنن.

لطفا موارد خواسته شده رو واسه من به آدرس nima_deimary@yahoo.com ایمیل کنین.

و اما عکس حسین که تو سفر اخیر گروه به بندر ترکمن گرفته شده.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 23:30  توسط نیما دیماری | 

بچه ها ممنون بابت همه چی. چیز دیگه ای نمی تونم بگم. فردا میرم سف و ایشالا از هفته بعد دوباره عکساتونو اینجا میذارم. ببخشید که تو بلاگ وقفه افتاد.

خوشحالم که اینهمه دوست خوب دارم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 22:34  توسط نیما دیماری | 
بعد از برگشت از سفر گرگان داشتم راهی تبریز می شدم که تازه یادم اومد شنبه نمایشگاه داریم.

"چشمان یک عبور" اسم قشنگیه که خانوم رحیمی پیشنهاد دادن و شامل ۵۰ قطعه عکس رنگی و سیاه و سفید ۳۰x۴۵ از من و سعید یاور همیشگیمه. البته قرار بود سیحونم با ما باشه که اینقدر کارا بهم گره خورد که نشد.

و اما موضوع عکسها زندگی روزمره و عکاسی خیابانیه که البته سعی کردیم برای عکسها تا حد امکان کپشن یا همون شرح عکسو داشته باشیم.

همزمان با افتتاح نمایشگاه عکسهارو روی این آدرس میذارم که دوستان در شهرهای دیگر حالشو ببرن!

ببینین و حتما حتما حتما کامنت بذارین.

در نهایت ممنون از همه دوستانی که به هر نحوی به ما کمک کردن از انتخاب اسم بگیر تا آخر

یا علی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 14:4  توسط نیما دیماری | 
بالاخره بعد از کلی کشمکش سفر گرگان جور شد و تیم ۱۵+۲  (سهراب و راننده) نفره بسته شد و فردا ساعت ۶ صبح به دوردست ترین سفر خانه عکاسان همدان میریم.

اول از همه دست داش سهراب سردشتی(همین موجودی که داره تو عکس بای بای میکنه!) درد نکنه که بعد از سفری که تو اورامانات مهمون ما بود حسابی به زحمت افتاد و کارای هماهنگی سفرو تو گرگان ردیف کرد.

و اما طبق معمول به دلیل اینکه ظرفیت ماشین کم بود و همینطور ظرفیت عده ای از دوستان ... بعد از خط خوردن تعدادی از بچه ها پچ پچ ها و پرتاب ذرت شروع شد و بنده حقیر هم لازم دونستم در این فضای جهانی اینترنت! علت انتخاب و یا خط خوردن بچه ها از این تیم رو بنویسم:

۱- چون قراره از آثار بچه ها یه نمایشگاه تو گرگان زده بشه برای حفظ آبرو عده ای که کارشون بهتر بود انتخاب شدن.

۲- چون قراره کسی پشت سر من حرف در نیاره تعداد دختر و پسرها مساوی در نظر گرفته شد ( خیلی بدبختیم که باید با این مسایل فکرمونو مشغول کنیم)

۳-  چون قراره اعصاب بنده کمتر خورد بشه از بچه های منظم تر و حرف گوش کن تر و با جنبه تر انتخاب کردیم

۴- چون قراره سفر خوش بگذره سعی کردیم بچه ها یه دست تر باشن

۵- و الی آخر.... دیگه تا تهش بخونین...

در نهایت جای سعید خالیه و من شرمنده دوستانی شدم که این سفر حقشون بود و در لحظه آخر خط خوردن....

حلال کنین دیگه... یاعلی

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 22:19  توسط نیما دیماری |